۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه
بزغاله ها و گوساله ها ! سفر به مشهد را تحریم کنید!
هر سال در سفرهای نوروزی، میلیونها نفر در کشور جا به جا میشوند و این سفرها یکی از محورهای اصلی اقتصاد شهرهای توریستی و زیارتی را تشکیل میدهد. در حال حاضر شهر مقدس مشهد، به برکت وجود بارگاه حضرت امام رضا، هر سال میزبان میلیونها مسافر نوروزی است. اما امام جمعه مشهد، آقای اعلم الهدی است که در تظاهرات دولتی در میدان انقلاب تهران حاضر شد و اکثریت ملت ایران را "بزغاله و گوساله" نامید و پس از اعتراض موسوی، تلاش کرد بیانات موهن خود را به قرآن و احادیث مستند کند.
هواداران جنبش سبز، اکثریت ملت ایران را تشکیل میدهند و طبیعتا اکثر مسافران نوروزی هم از طرفداران این جنبش هستند. بنابراین تحریم مسافرت به مشهد میتواند یک واکنش مدنی مسالمت آمیز به رفتار و سخنان توهین آمیز امام جمعه این شهر باشد.
بنا براین به کلیه رای دهندگان به موسوی و کروبی و تمامی هواداران جنبش سبز پیشنهاد میشود که ضمن احترام به هم وطنان مشهدی و عرض ادب به پیشگاه امام هشتم شیعیان، تا زمانی که امام جمعه این شهر به خاطر سخنان توهین آمیز خود رسما از ملت ایران عذر خواهی و ابراز پیشیمانی نکند، از سفر به مشهد در نوروز خودداری کنند. این طرح علاوه بر تنبیه شخص توهین کننده، موجب میشود که از این به بعد افراد و تریبون داران حکومتی قبل از اهانت به ملت ایران به عواقب و نتایج سخنان خود فکر کنند و دیگر کسی چنین بی محابا به شعور مردم توهین نکند.
با اطلاع رسانی فعالانه و انتشار این ایده در محیط خارج از اینترنت (به وسیله پیامک) میتوان شاهد کاهش 60 درصدی مسافران نوروزی به مشهد بود.
۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه
چگونه تظاهرات 22 بهمن را به تظاهرات دائمی تبدیل کنیم؟
دولت کودتا / استیضاح، استیضاح!
۱۳۸۸ دی ۴, جمعه
از خود پرستی تا انکار خود
۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه
سلام بر خدای خوب
سلام بر انسانها، بر بندگان خوب خدا
من محمد نوری زاد هستم. من اندیشه محمد نوری زاد هستم. من قلم محمد نوری زاد هستم که به سخن آمده ام. جسم ام در زندان است، اما اندیشه ام با شما و تمام دوستان و عزیزانی است که در این ایام به لطف یا قهر بنده را شایسته توجه و محبت خود دانسته اید. البته در این میان کسانی که هنوز اعتقاد راسخ خود را به باتوم، سلول انفرادی و بازجویی و پرونده و اتهام حفظ کرده اند، عطش مرا با دعوتم به اوین، این جایگاه بزرگمردان روزگار معاصر کشورم سیراب کردند. من اکنون در جایی هستم که روزگاری سند همچون جهاد سازندگی و جبهه، و بلکه بزرگتر از آنها، سند افتخارم خواهد شد. جسم من، این چند کیلو گوشت و استخوان و پوست، اکنون در اختیار ایشان است، اما اندیشه ام، تفکرم و نگاهم حبس کردنی نیست، نه به این خاطر که بزرگ یا نجات دهنده است، نه به این خاطر که بری از خطاست، که چنین نیست! بلکه به این خاطر که از جنس اندیشه است و اندیشه حبس شدنی نیست. از این پس تا روزی که جسم مرا در اختیار دارند، گاه نوشت های من از این وبگاه به روز میشود. هر چند نمایندگی یک اندیشه هم انحصاری نیست و میتواند از وبگاه های دیگری هم به روز شود، میتواند از کوچه و خیابان و دانشگاه و حوزه به روز شود، میتواند از زبانهای دیگر بیان شود! آن چه مهم است این است که برادران ره گم کرده ما بدانند که اگر هزار و چهارصد سال پیش اندیشه محمد با تبعید به شعب ابی طالب خاموش نشد، اگر کتاب سوزی های اسکندری و مغولی اندیشه بندگان ایرانی خدا را نابود نکرد، اگر شهادت حسین و یارانش اندیشه عاشورا را مدفون نکرد،
پس محبوس کردن کالبد من هم اندیشه ای را که امروز بر این زبان خطاپذیر جاری ست خاموش نخواهد کرد.
گاه نوشت ها، همچنان در حال نوشته شدن هستند.
